تبليغاتX
یک اهری و اتفاقات ساده - یک بیشه شبنم

یک اهری و اتفاقات ساده

یک بیشه شبنم

 

امشب یک بیشه شبنم می بینم

امشب تمام دنیا در وجودم خفه میشود

خالیست نگاهت از مه

صدای عسسی می آید از دور

بی فانوس و بی نگاه

آی ناوارد ! درب خروجت به قبله است .

من امشب یک بیشه شبنم را نوشیدم.

فردا قحطی درخت است و برگ

فردا خزان بهارست

خزان ٬ پیشرفت عجیبی کرده

رسیده است حتی به گلهای قالی

یخ برایتان میفرستم مادر

شیرتان را حلالم کنین در این وانفسا

یخ در بهشتمان نیز آبکی شد مادر

 

با همراهی دوست عزیزم آقای رضا آقازاده این مطلب سر جم شد . از ایشون تشکر وافر داریم .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 23  توسط یک اهری  |