تبليغاتX
یک اهری و اتفاقات ساده

یک اهری و اتفاقات ساده

میسپارم بر تو

 

 

آرمانخواهی در این باغ بزرگ  .

درختیست ٬

که ریشه به سنگ میساید .

درخت را بکَنیم ؟ یا سنگ را  آب کنیم

کدام ؟

-------------------------------------

مربوط به مسئله

------------------------------------ 

مسعود برجیان تحلیل زیبایی داده  ایرانیان

کوچه دارد انتخاب وزیر میکند ! کوچه

پرستو هنوز عصبیه ؟؟؟  زن نوشت

من این سعید رو خیلی دوس دارم . قرار بود به نظام رای نده الان به رفسنجانی راضی شده گیلیران

علی قدیمی روهم خیلی دوس دارم . از نظر آداب و رفتار عین خودمه . یا من عین خودشم علی قدیمی

سرزمین آفتاب اینچنین میگوید  هاله

 آرتمیس هم حق خودشو داره  آوای اندیشه

 نامه های علی اوحدی چیز دیگریست  نامه های ایرونی

حاشیه اسدالله خان هم دیدنیست یا شاید بوئیدنی  بیلی و من

خانمها آقایان لطفا مردم ایران را تحقیر نکنید  خوابگرد

نگاهی دوباره به خود  پیمان سعیدی

.... تقصیر منه که دیر میرسم به اینترنت . خیلی ها رو نمیتونم بخونم و ببینم . معذرت میخوام

 باقی بقای عمر . خیلی ها را نتونستم لینک بدم . بازم معذرت

 

                                                           علی هم علی بود

شریعتی هم شریعتی بود

یاد دکتر بخیر .

سال ۱۳۶۲ پادگان پیرانشهر . بمباران پادگان . کشته های شهر پیرانشهر گرامی باد . آنموقع سربازی بیش نبودم و هنوز بیشتراز سرباز کسی نیستم !

یاد دکتر با بمباران پادگان عجین بود

۲۹ خرداد

عکسا ی شریعتی رو از گیلیران گرفتم  

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 23  توسط یک اهری  | 

امروز همان روز جمعه است (3)

 

الان دارم میام . باورکنین یا نکنین . آخرین آمار را براتون مینویسم . فعلا دقیق هستند شاید تاسحر اضافه یا کم بشه . آمار رای در شهرستان اهر بدین شرح است .  ساعت دقیقا ۴ صبح

هاشمی ۱۳۷۳۵

مهر علیزاده ۱۲۳۸۰

معین ۹۹۲۱

قالیباف ۶۶۶۱

کروبی ۵۵۰۹

احمدی نژاد ۴۵۶۳

لاریجانی ۹۱۱

و ...

 

خوبه مگه نه؟ تازه میگن آمارهای دیگر شهر ها دیدنیه ! فعلا بخوابم فردا حتما طلوع خورشید  را خواهم دید . راستی ٬ این آمارها نسبتا رسمی هستن . شاید فردا تغییراتی هم توش بشه .پس٬ تا فردا

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 4  توسط یک اهری  | 

امروز همان روز جمعه است (2)

 

الان ۲۳ و سی دقیقه است . تا الان بیرون بودم . آخه تقصیر من که نیس هی داره تمدید میشه این ماجرای انتخابات . اگه بیراهه نگفته باشم یه جورایی امیدوار شدم به معین تا الان . یه پسر بچه رای اولی را که از مسجد صاحب الامر اهر  بیرون می اومد شکارش کردم . اول فکر کرد تو این تاریکی شب کیست که صدایش میزند .با دو دلی و تردید  آمد دم ماشین . پرسیدم اکثرا به کی رای میدن ؟ نگاهی داخل ماشین انداخت و به چشمم نگاه کرد و گفت . نمیدونم ولی من به معین رای دادم ! ای بابا . بیا بالا ببرم برسونمت . گفت خونه مون همین بغله . بازم هوای بیرون دارم شاید این دفعه با آمار بیام . فعلا

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 23  توسط یک اهری  | 

امروز همان روز جمعه است

 

صبح ساعت ۸ زدم بیرون . آخه با بچه های همکارمون قرار گذاشته بودیم صبح زود بریم و رایمون رو  بدیم به همین خاطر رفتم دنبالشون . دی ! پس چرا شهر خلوته ! مگه امروز همون روز جمعه نیس؟ نکنه امروز روز انتخابات نباشه و من خواب آلوده باشم . بچه ها رو که پیدا کردم رفتیم که اولا یه دوری بزنیم و ببینیم چه خبر از انتخاب صاحب اجرائیات مملکتمون . ای بابا . همه جا خلوت بود . خیلی کم رای دهنده بود . شعبه ها معمولا خالی بودن . تصمیم گرفتیم در دورترین شعبه رای بندازیم تو صندوق . اونجا نذاشتن ماشینمو پارک کنم فلذا بچه های همکار را پیاده کردم و خودم داخل ماشین موندم . ... بچه ها که اومدن از شلوغی داخل مسجد پرسیدم چون بیرون مسجد کسی نبود جز یک سرباز با تفنگ ژ۳ ای بر دوش ! گفتن غیر ما کسی نبود . بازم دی! البته هوا گرم بود . شاید اکثرا نیگه داشتن تا عصری برن پای صندوق . خلاصه ٬  بچه های همکار را سرجایشان پیاده کردم . و اومدم خونه تا همسر و مادر و آبجی و پدر و برادرامو ببرم پای صندوق . در سه مرحله رفت برگشت چنین کردم و چون جا پارکی پیدا نکردم تا الان هنوز خودم نتونستم رای بدهم . این دفعه آخری یه مقدار شلوغ شده بود شعبه ها . رای هم به معین زیادتر شده بود ظاهرا . الان ساعت ۵ و نیم عصره . الان میرم بیرون تا خودم این کاغذ رو پرش کنم و بندازم اون تو . تا اگه زبانم لال زبانم لال بلایی از اون بالا بر سر صندوقها نیاید . این آقا دکتر رو سرورمون بکنیم ! راستی سعی میکنم بازم امروز از اینجا بنویسم . اگر فرصتی شد شاید آخر وقت یعنی ساعت ۱۲ شب یا در اون حدودها آرا شمارش شده را اگه تموم شده باشه همینجا بذارم . امیدوارم ایندفعه که برم پای صندوق  یکساعتی تو نوبت بمونم ! آخه خیلی از فامیلا تا الان نرفتن و گفتن عصری هوا خنک بشه میریم . با این حساب فکر میکنم به حول و قوه توی صف بمونم انشالله.  برم تا دیر نشده . بازم میام ....

                   

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 17  توسط یک اهری  | 

نامه ای به معین (4)

 

 

 میتوانی در چشمهای زیبای شب !بفهمی که گل پرستیدنیست .

 بوئیدنی نیز هم 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1384ساعت 3  توسط یک اهری  | 

یک مطلب درشت !

 

عجبانن دور شیرینی                                                

مهر علیزاده هم بد نگفته ها .

 سخنرانی کدیور را هم گوش کنیم شاید عایدمان باشد چیزی !

سخنرانی دکتر ابراهیم یزدی هم چیز دیگه ای یه ! از نوع آدم تا خاتم !

از اینکه نتونستم بقیه رو اینجا بیارم معذرت میخوام .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 0  توسط یک اهری  | 

نامه ای به معین (3)

سلام دکتر جان . میدونم تماس من با شما ؛ اونم در این موقعییت خطیر شاید یک انتظار مازاد باشه . فک کنم شما الان نمیتونین سرتون رو بخارونین چه برسد که بمن پاسخ دهید  !!  ولی وقتی امشب پای کامپیوترم نشستم و ایمیلهامو چک کردم . حداقل هشت نه پیام رو مشاهده کردم که تقاضا کرده بودن لوگوی آزادی ناصر زرافشان را بذارم توی وبلاگم ؛  برای همین  تصمیم گرفتم این نامه رو براتون بنگارم .

 این ناصر زرافشان  کیست ؟ چه میگوید ؟ یا چه گفته که تا دم مرگش حاضره برای نظراتش جانش را فدا کند . شما چه عکس العملی دارین نسبت به این موضوع ؟ من به عنوان یک هوادار شما در اهر ؛  دارم توی شهرمون ازتون دفاع میکنم . این منتی به شما ندارد . خودم تحقیق کردم و خودم رسیدم به اینجا ؛ که شما تنها گزینه برتر میتوانید باشید . ولی یه جاهایی ریپ میزنم . بنزینم جواب نمیده ! سربالایی رو نمیکشه . باور کنین دکتر .

 من شهروند ساده این خاک و بومم . اهل سیاست هم نیستم ! ولی وقتی مواجه با اینکارا میشم ؛ این احساس بهم دست میدهد که کاندید مورد علاقه ام ؛ که به آزادی فکر میکند و از آن دفاع خواهد کرد نظرش چیست ؟ اینو میدونم که شما اولین لایحه دولتیتون عفو عمومی خواهد بود . اینو میدونم که برا دیدن گنجی رفتین . اینو میدونم که برای حقوق بشر هم برنامه ای وزین آماده کردین . و ...

الان ؛ امشب و در این مکان چه باید کرد ؟ و شما چه میکنید در برابر این باد ! دوس دارم رئیس جمهورم پاسخگویم باشد . به همین راحتی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 0  توسط یک اهری  |