باور داریم یا سرگرمیم هنوز !!
چقدر باور کنیم که دروغ نمی گوئیم . حتی با خود ؟
چقدر باور کنیم که دروغ نمی گوئیم . حتی با خود ؟
حتما همه تان به گوشتان خورده که شرکتهایی بنام لیزینگ از برکت باران اقتصادعالی مملکت روئیدن
کرده . پارسال در همچی روزهایی شهر پر شده بود از اعلامیه های الوان که با دادن وام چهار ساله
خرید خودرو و فقط با دریافت اندکی نقدینه شهروندان . ظرف ۴ ماه میشود ماشین صفر کیلومتر سوار
شد .منه ساده و از همه جا بیخبر هم سریعن اقدام کردم و مقداری پول به حساب محترم ایران خودرو
واریز کردم . و با خودم اینطور حساب کردم که ماشین زیر پامو میفروشم و میزنم به کار تجارت .
اتفاقن همین کار را هم کردم .ماشین خوش رکابم رو با ۷۰۰ هزار تومان ضرر فروختم و حدود ۲ میلیون
تومانش را ریختم به حساب ایران خودرو و بقیه را زدم به کار !
برج هشتم رسید و خبری از ماشین اهدایی ! شرکت لیزینگ الغدیر نشد . برج نهم هم سر رسید .
تا یادم نرفته این رو بگم که موقع ثبت نام قرار بود خودروی واقعا ایرانی سمند ال ایکس را خریدار باشیم
که نماینده اینجا اونموقع برامون کلک زدند و اونم از نوع کلک ...فرمودن شما فرم معمولی خودرو سمند
را پر کنین و وقتیکه دعوتنامه بنامتان می آید آنوقت میتونین برای ال ایکس تقاضا بدین . (ای صد آفرین
بر مسلمانان راستگو مان) . چنین کردیم .
و اما برج دهم رسید . دعوتنامه نزول اجلال فرمود بناممان . گفتیم (چند نفر گول خورده بودیم آخه) ما
سمند ال ایکس میخواستیم . الان چه کنیم که دعوتنامه بنام سمند معمولییه ! پاسخ شنیدیم : که
شرکت ایران خودرو جانمان ( که مدیر عاملش چن وقت پیش از دست رئیس جمهور لوح تقدیر دریافت
کردند) سمند ال ایکس آنهم بصورت اقساطی نمیدهد . ...
ما هم دست از پا درازتر ! با یک قرارداد کاملا یکطرفه در دستمان که به امضامان نیز ممهور بود و چند
ماهی پول بخت برگشته مان در حساب برادران بود قبول کردیم . آخ کشورهای متمدن آخ
بنا به دلایلی ٬ حواله سمند معمولی را با بیزو ۲۰۶ طبق مصالحه نامه ای تعویض کردیم !

یواش یواش عید داشت میومد طرفمون . نزدیکای عید خیلی دعوامون شد با نمایندگی اینجا - مگر
کسی گوش داره که شنوا یا کر باشه . گوش بدهکاری نبود .گفتیم حتما حاج آقاهای بالانشین ایران
خودرو٬ خودشون حالیشون هست که جماعت مسلمان برای عید دیدنی ماشین لازم دارن و حتما تا
عید واگذار میکنن . باز هم ما ساده تر از آبِ خوردن بودیم براشون .
ندادندکه ندادند.با چاروقهایمون دست زن و بچه مون رو گرفتیم و برای دید و بازدید رفتیم و در آمد پدرمان
منظور همان پدرمان در آمد بود .گذشت آنزمان که آنسان گذشت . در خیال باطلمان فک کردیم حتما تا
سیزده بدر این ماشین لعنتی رو ... چشمتان روز بد نبیند . ندادند که هیچ تازه ما هم بدهکار در آمدیم
از آب . که از ۱۶ فروردین تولید سال ۸۴ شروع میشه و شما مدل ۸۴ تحویل میگیرد .
شکر خدای را عز و جل . از ۱۶ فروردین تا الان ۱۰ روز گذشته . هنوز خبری نشده . احتمالا بنظر بنده
مدیر عامل ایران خودرو سرش گرم انتخاباته و الا پوست همه کارمندان و مهندسین و کارگران مربوطه
را کنده بود تا الان . من شخصا گول اسم الغدیر را خوردم . تورو خدا گول هیچ اسمی رو نخورین . از
الغدیر گرفته تا البقره .
پ . ن
نتیجه اخلاقی: اخلاقن خوب نیس شما ماشین داشته باشین و دیگران از پیاده رو گذر کنن.
نتیجه عاطفی:چطور دلت میآد کسی بچه نوزادشو بغل کند و توی صف تاکسی یا خط واحد بماند .
نتیجه اقتصادی : خدا برکت بدهد این دو میلیون شما را در صدش را که میگیری !
نتیجه عرفانی:عارفان موی زیادی دارن و اکثرا سوار ماشین نمیشن.یاحداقل سوار ماشین نو نمیشن
نتیجه اجتماعی: اگه ماشین داشته باشی میمالی به بنز ٬ یا به یه آدم میزنی و باید دیه بدی آنهم
دیه شتری !
نتیجه سیاسی : الان محدوده انتخاباته و از ماشینتان استفاده سیاسی میشه و این به ضررت تموم
میشه
نتیجه احمقانه : آدمیکه حماقت داشته باشه خیلی زود گول میخوره . کسی بهش کلک سوار میکنه
دولتی باشه صد البته خوبه !
مهمانی میآید از دور. برایش تره کاشتیم . از تربچه بگیر تا جعفری . ماچهار نفر منتظریم تا مهمانمان
سر برسد . مهمانمان خوبه . مهمانمان سر بزیره . مهمانمان برای دیدن ما میآید . این برایمان خیلی
ارزش داره . مهمانمان از آپارتمان می آید ! ما دارای حیاطیم . تازه کرت هامون بخاطرِ مهمانمون آب
خوردن ! ما چار نفر خیلی کار کردیم تا همه تخم های گرفته شده از بازار را بکاریم .
مهمون که خوش قدم باشه . کارها رو به راهن .