|
در
ادامه سری مقالات «معارفی از قرآن کریم» در این قسمت به آیاتی از جزء بیست
و هفتم قرآن کریم می پردازیم. هدف از این نوشتار طرح چند آیه و بیان گوشه
ای از معارف قرآن است به این امید که جان به نور معنا و معنویتش منور کنیم و
بیش از پیش کلام خدا را وارد زندگی کرده و آن را نقشه راه خود کنیم.
الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ اتَّبَعَتهُْمْ ذُرِّیَّتهُُم بِإِیمَانٍ أَلحَْقْنَا بهِِمْ ذُرِّیَّتهَُمْ (21- طور) كسانى كه ایمان آوردند و فرزندانشان [به نوعى] در ایمان از آنان پیروى كردند، فرزندانشان را [در بهشت] به آنان ملحق مىكنیم.
یک از نعمتهایی که خدا به بهشتیان داده و موجب سرور آنها می شود وعده
ایست که در این آیه آمده است. خداوند متعال در مورد اهل بهشت می فرماید: ما
از میان فرزندان مؤمنین، آنهایى را كه در ایمان به خدا به نوعى از ایشان
پیروى كردند به آنها ملحق مىكنیم. و این كار را بدان جهت مىكند كه مومنین
خشنود گشته؛ چشمشان روشن شود.(1) بی تردید این نیز خود یك نعمت بزرگ است
كه انسان، فرزندان با ایمان و مورد علاقهاش را در بهشت در كنار خود ببیند،
و از انس با آنها لذت برد. در این الحاق تمام فرزندان با ایمان فرد مومن که به نحوی بهره ای از
ایمان او برده و در آن مسیر حرکت کرده اند به او ملحق می شوند حتی فرزندانی
که از نظر ایمان در مرتبه ای پایین تر قرار دارند. در این لطفی که خداوند به مومن در بهشت می کند هم فرزندان بالغ دارای
ایمان و هم فرزندان نابالغی که در حکم مومن هستند به او ملحق می شوند. (2) وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلىَ بَعْضٍ
یَتَسَاءَلُونَ(25)قَالُواْ إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فىِ أَهْلِنَا
مُشْفِقِینَ(26)فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا وَ وَقَئنَا عَذَابَ
السَّمُومِ(27)إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبرَُّ
الرَّحِیمُ(28- طور) و بهشتیان به یكدیگر روى
مىكنند از یکدیگر این سوال را می پرسند که در دنیا چه حالى داشته و چه
عملى او را به سوى بهشت كشانیده است؟ در جواب می گویند: ما در دنیا نسبت به
خانواده خود اشفاق داشتیم و خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب مرگبار
حفظ كرد و چون او پروردگارى نیكوكار و مهربان بود ما همواره او را
مىخواندیم.
در این آیات، بهشتیان به یکی از مهم ترین عوامل ورودشان به بهشت
اشاره می کنند عاملی که به رغم اهمیت فوق العاده اش در رسیدن به سعادت دنیا
و آخرت گاه مورد غفلت جدی قرار می گیرد.
«اشفاق» به معناى توجه ای آمیخته با ترس است؛ چون مشفق نسبت به كسى كه
به او اشفاق دارد هم محبت دارد و هم مىترسد كه مبادا دامنگیر او شود. این
كلمه هر وقت با حرف «مِن» بیاید معناى ترس در آن بیشتر از محبت است و هرگاه
که با حرف «فى» همراه شود مانند همین آیه معناى توجه و محبت در آن بیشتر
از معنای ترس به ذهن مىرسد. پس معناى آیه چنین مىشود: ما در دنیا نسبت به خانواده خود اشفاق داشتیم؛ یعنی هم آنان را دوست
داشتیم و به سعادت و نجاتشان از مهلکه ها و ضلالتها عنایت داشتیم و هم از
اینكه مبادا گرفتار انحراف و تباهی شوند مىترسیدیم؛ به همین منظور به
بهترین وجهى با آنان معاشرت مىكردیم و از نصیحت و دعوت ایشان به سوى حق
چیزی کم نمی گذاشتیم.(3) فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلىَ عَن ذِكْرِنَا وَ لَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَوةَ الدُّنْیَا(29- نجم) از كسانى كه از یاد ما روى گرداندهاند و جز زندگى دنیا را نخواستهاند، روى بگردان. با توجه به آیه قبل و بعد از این آیه
دستوری که آیه می دهد این است: این مشركین چون از ذكر ما رویگردان شده و
تنها همّ و غمشان زندگى دنیا است و بس؛ علم را رها كرده دنبال ظن را
گرفتهاند و تابع هواى نفس خویش شده اند؛ بنابراین تحلیل، اینها از علوم
وحیانی و هدایت بی بهره اند و تنها بهره ایشان از علم؛ منحصر به مسائل
مادى دنیوى است، و چون چنین است تو نیز از آنان اعراض كن، براى اینكه ایشان
گمراهند.(4) منظور از «ذكر» در این آیه، یا «قرآن» است كه پیروان حق را به سوى آن
هدایت نموده و با ادله قاطع و روشن كه جاى تردید در آنها نیست انسان را به
سوى سعادت آخرت كه وراى دنیا است ارشاد مىنماید و یا مراد از آن، «یاد
خدا» است كه در مقابل غفلت قرار می گیرد و اگر فرموده که از چنین كسى باید
اعراض كرد براى لین است که یاد خدا به نحوى كه شایسته ذات متعالیه او باشد؛
یعنى یاد خدا به اسماء و صفاتش، بشر را به سوى حقایقى علمى درباره مبدأ و
معاد هدایت مىكند كه هیچ جاى تردید در آن باقى نمىگذارد.(5) إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ كَرِیمٌ(77)فىِ كِتَابٍ مَّكْنُونٍ(78)لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ(79- واقعه) یقیناً این قرآن، قرآنى است ارجمند و باارزش [كه] در كتابى مصون از هر
گونه تحریف و دگرگونى [به نام لوح محفوظ جاى دارد.] جز پاك شدگان به آن
دسترسى ندارند. در این آیات خداوند متعال ابتدا قرآن را به کریم بودن توصیف کرده و می
ستاید. قرآن به طور مطلق كریم و محترم است؛ هم از آن جهت که نزد خداوند
كریم است و هم بدین جهت كه صفاتى پسندیده دارد و هم به این جهت كه سود رسان
براى خلق است. در آیه بعد مىفرماید: قرآن محفوظ و مصون از هر گونه تبدیل و دگرگونى است؛ چون در كتابى است كه آن «لوح محفوظ»(6) است. جمله «لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» هم می تواند صفت كتاب مكنون
و لوح محفوظ باشد و هم می تواند صفت سومى براى قرآن باشد که در این صورت
حکم به ممنوعیت مس قرآن، بدون طهارت و وضو می شود. هر چند این حکم حق است و
با سایر ادله فقهی ثابت می شود اما چون در اینجا سخن از تجلیل و بزرگداشت
قرآن است پس منظور از مس قرآن نمی تواند دست كشیدن به خطوط آن باشد؛ بلكه
منظور از تماس با قرآن، علم به معارف آن است كه جز پاكان خلق، كسى به معارف
آن عالم نمىشود؛ چون فرموده: قرآن در كتابى مكنون و پنهان است. و منظور از «مطهرون» هم كسانى هستند كه خداوند متعال دلهایشان را از هر
رجس و پلیدى پاك كرده است. پس مطهرون عبارتند از كسانى كه خداى تعالى
دلهایشان را پاك كرده که برترین و بارزترین مصداقشان اهل بیت عصمت و طهارت
علیهم السلام هستند که قرآن بر طهارتشان گواهی داده و می فرماید: « إِنَّما
یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ
یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً(7)».(8)
إعْلَمُواْ أَنَّمَا الحَْیَاةُ
الدُّنْیَا لَعِبٌ وَ لهَْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفَاخُرُ بَیْنَكُمْ وَ
تَكاَثُرٌ فىِ الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَیْثٍ أَعجَْبَ
الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثمَُّ یهَِیجُ فَترََاهُ مُصْفَرًّا ثمَُّ یَكُونُ
حُطَامًا وَ فىِ الاَْخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ
وَ رِضْوَانٌ وَ مَا الحَْیَوةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ(20-
حدید) بدانید زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در میان
شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است، همانند بارانى كه محصولش
كشاورزان را در شگفتى فرو مىبرد، سپس خشك مىشود بگونهاى كه آن را زردرنگ
مىبینى سپس تبدیل به كاه مىشود! و در آخرت، عذاب شدید است یا مغفرت و
رضاى الهى و (به هر حال) زندگى دنیا چیزى جز متاع فریب نیست. «لعب» به معناى بازى قانونمندى است كه اطفال به منظور رسیدن به غرضى
خیالى آن را انجام مىدهند. «لهو» به معناى هر عمل سرگرم كنندهاى است كه
انسان را از كارى مهم و حیاتى و وظیفهاى واجب باز بدارد. «زینت» عبارت از
آن است كه چیز مرغوبى را ضمیمه چیز دیگرى كنى تا مردم به خاطر زیبایی این
مجذوب آن شوند. «تفاخر» به معناى مباهات كردن به حسب و نسب است و «تكاثر در
اموال و اولاد» به این معنا است كه شخصى به دیگرى فخر بفروشد كه من مال و
فرزند بیشترى دارم.(9)
بعد از ذکر این مراحل که بر زندگی دنیایی حاکم است، حقیقت زندگى دنیا را
كه انسان فریب خورده دل به آن مىبندد، و چیزى نمىگذرد كه به حكم اجبار
همه را از كف مىدهد، با مثالى که بیانگر فریبندگی ظاهری دنیاست تشریح و
بیان مىكند.
1. شیخ بهایی(ره) این خصلتهای پنجگانه را ناظر به مراحل زندگی دنیایی و
مرتبت به هم می داند:(10) نخست، دوران كودكى است كه زندگى او غرق در لعب و
بازیست. سپس مرحله نوجوانى فرا مىرسد و سرگرمى جاى بازى را مىگیرد. مرحله سوم، مرحله جوانى و عشق و تجمل پرستى است. از این مرحله كه بگذرد
مرحله چهارم فرا مىرسد و احساس كسب مقام و فخر در انسان زنده مىشود و
سرانجام به مرحله پنجم مىرسد و در این مرحله به فكر افزایش مال و نفرات و
جمع ثروت مىافتد. 2. گاهی بعضى از انسانها شخصیتشان در همان مرحله اول و دوم متوقف می
گردد و تا پیرى در فكر بازى و سرگرمى و معركه گیرى هستند و یا در دوران
تجمل پرستى متوقف می گردد و ذكر و فكرشان تا دم مرگ فراهم كردن خانه و مركب
و لباس زینتى است؛ اینها در حقیقت كودكانى هستند در سن كهولت و پیرانى
هستند با روحیه كودك!(11) 3. البته کسانی که تحت رهنمودهای قرآن و عترت علیهم السلام خود را تربیت
کرده باشند، فریب عشوه گری دنیا را نخورده و این مراحل دنیایی نمی تواند
آنها را از هدف والایی که به دنبال آنند باز دارد.(12) پی نوشت ها: (1) المیزان ج19 ص13 (2) المیزان ج19 ص12 ؛ اما تفسیر نمونه، الحاق غیر بالغین را تنها به
دلیل احترام پدران بهشتی صحیح می داند و ملاک ایمان را در مورد آنها نمی
پذیرد. ج22 ص429 (3) ر.ک به المیزان ج19 ص15 (4) ر.ک به المیزان ج19 ص41 (5) همان (6) بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ فِی لَوْحٍ مَحْفُوظ(بروج 21-22) (7) آیه 33 سوره احزاب (8) ر. ک به المیزان ج19 ص137 (9) المیزان ج19 ص164 (10)به نقل از المیزان، همان (11) نمونه ج23 ص352 (12) رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إیتاءِ الزَّكاةِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ
فیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ (37- نور)
در دانشگاهها و محیطهای
دانشجویی بسیار مطرح میشود که «استیون هاوکینگ» با نظریه عوالم موازی ثابت
کرده است جهان از هیچ به وجود آمده است. چه دلایل فلسفی و منطقی در پاسخ
وجود دارد؟
فیزیکدانان کوانتمی دانشگاه کالیفرنیا کشف کرده اند که به گونه ای نشان
می دهد جسمی که در مقابل یک فرد قرار گرفته و دیده می شود می تواند به
صورت همزمان در جهانی موازی نیز وجود داشته باشد. این کشف به واسطه ذره ای کوچک و فلزی انجام گرفته است ، براده ای به قطر
یک تار مو ، جسمی که بسیار ریز است اما در عین حال می توان آن را با چشم
غیر مسلح نیز مشاهده کرد. دانشمندان این ذره را در کاسه ای مخروطی و تاریک سرد کرده و تمامی هوای
اطراف آن را به منظور حذف ارتعاش خارج کردند. سپس محققان ذره را مانند یک
دیاپازون حرکت داده و مشاهده کردند ذره در زمانی واحد حرکت کرده و متوقف می
شود. وجود زمان موازی، مستلزم وجود جهان موازی است. اگر چه سابقهی این نظریه
را از قرن 19 مطرح میکنند و در دهههای اخیر و به بویژه پس از توجه به
فیزیک کوآنتوم نظریات متعددی در این زمینه ارائه شده است، اما اسناد تاریخی
نشان میدهد که سابقهی اینگونه تخیلات حتی به هزاران سال قبل از میلاد
میگردد. اما در عین حال هم چنان فقط و فقط یک نظریه «یعنی حدس و گمان بدون
هیچ پایهی علمی» میباشد و حتی شواهد قابل تأملی نیز برای آن ارائه نشده
است، چه رسد به دلایل متقن علمی. البته منظور دانشمندان
ماتریالیست (ماده گرا) این است که شاید جهانی شبیه به جهان مادی مشهود وجود
داشته باشد و احیاناً موجودانی نیز در آن زندگی مادی داشته باشند، که چنین
نظریهای هیچ گاه به اثبات نزدیک نیز نخواهد شد. چرا اولاً وجود ندارد و
ثانیاً ابزار شناخت در جهان بینی مادی محدود به حس و کشف آن محدود به نظریه
و آزمون است و برای انسان جز همین جهان مادی فعلی قابل آزمایش و تجربه
نخواهد بود.
اگر چه قرآن کریم یک کتاب تخصصی شیمی و فیزیک نیست که در خصوص شیمیآلی
یا فیزیک کوآنتوم سخن بگوید، اما از آنجا که اشارات زیربنایی به
جهانشناسی، زیستشناسی، انسانشناسی ... و معاد شناسی دارد، به همه این
عوالم و حتی حیات در آنها اشارات محکم و مستدلی دارد. همین که میگوئیم:
«الحمد لله رب العالمین»، یعنی میدانیم که عوالم گوناگونی وجود دارد که
الله جل جلاله رب و پروردگار همهی آنهاست. بدیهی است که در آن عوالم نیز حیات و بالتبع حرکت و زمان وجود دارد، اما
نه زمان مادی که از چرخش سیارات به دور خود یا یک دیگر به دست آید. چرا که
خورشید و زمین و به اصطلاح چرخ فلک، مختص همین جهان مادی مشهود هستند.
بلکه زمان به معنای «تقدم و تأخر» یا همان قبل و بعد، که معنای دیگری برای
حرکت است. لذا شاهدیم قرآن
کریم از یک «روز» در آن زمانی که دیگر خورشید، زمین، ستاره، سیاره و
کهکشانی وجود ندارد سخن به میان آورد و برای این که بشر حاضر در این جهان
مادی طول روز آن زمان را درک کند، میفرماید آن یک روز برابر با 50 هزار
سال فعلی شماست. و از موجودات عوالم دیگر چون ملائک و روح نام میبرد.«تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسینَ أَلْفَ سَنَة» (المعارج، 4) ترجمه: ملائكه و روح در روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال است (یعنى در روز قیامت) به سوى او عروج مىكنند. الف – اگر چه برای یک دانشپژوه یا دانشجو بسیار زشت و سبک است که
برخوردش با مباحث علمی، هم چون برخورد عوام با «مد» لباس یا مو و یا
طرفداری هواداران تیمهای ورزشی باشد، اما متأسفانه باید اذعان داشت که این
رفتار سخیف هم چون یک جریان حاکم است. لذا شاهدیم که بسیاری از مطرح
کنندگان یا طرفداران یک نظریه، اصلاً نمیدانند که نظریهپرداز چه گفته است
و فقط با تأسی به او به دیگران پز میدهند(؟!) – شاید خیلیها گمان
میکنند که اسم «استیون هاوکینگ» یا «هگل» یا «رورتی» و «هابس» بسیار
مدرنتر از ملاصدرا، محمد باقر صدر، مطهری و علامه طباطبایی است. ب – نه «استیون هاوکینگ» ثابت کرده است که جهان از عدم به وجود آمده و
به وجود آورندهای ندارد و نه دیگران و نه کسی میتواند چنین اثباتی
بنماید. بلکه اینها همه «نظریه» است و نظریه بر پایه «ظن و گمان» است. هر
کسی میتواند نظریه بدهد. یکی میگوید جهان چنین خلق شده و دیگری میگوید
چنان و شما هم میتوانید نظریه بدهید. اما نظریه تا با دلایل عقلی و علمی
به اثبات نرسد، هیچ ارزشی به جز «نظریه» دارد و پیروی از نظریه، پیروی از
حدس و گمانهای خود یا دیگران است که به جز گمراهی نتیجهای ندارد. «وَ ما یَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ
إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً إِنَّ
اللَّهَ عَلیمٌ بِما یَفْعَلُونَ» (یونس، 36) ترجمه: بیشترشان
جز خیال و پندار را پیروى نمىكنند، با اینكه پندار به هیچ وجه حق را اثبات
نمىكند، (پس بدانند كه) خدا بدانچه مىكنند دانا است. «وَ ما خَلَقْنَا
السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما باطِلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذینَ
كَفَرُوا فَوَیْلٌ لِلَّذینَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ» (ص، 27) ترجمه: و پنداشتند كه ما آسمان و زمین را به باطل آفریدیم و حال آنكه
چنین نبود و این پندار كسانى است كه كفر ورزیدند پس واى بر كافران از آتش. ج ـ اسیتون هاوکینگ (Stephen William Hawking ) یک فیزیکدان نظری است.
فیزیک و هیچ یک از علوم تجربی دیگر نمیتوانند دربارهی «بودن یا نبودن»
خدا سخن بگویند. چرا که نه بودنش در علم تجربی قابل اثبات است و نه نبودنش.
مضافاً بر این که علوم تجربی فقط میتوانند بودن برخی از اجزای مادی عالم
را با تجربه به اثبات رسانند، اما نسبت به «نبودن»، اگر چه یک شیء مادی،
سخنی برای گفتن ندارند، چرا که قابل اثبات نیست. مثلاً اگر شما نظریه دادید
که آسمان سوم یا چهارمی وجود دارد، علوم تجربی نه میتوانند این نظریه را
اثبات کنند و نه نفی. چون هیچ کدام قابل تجربه نیست. به همین دلیل جهان از
نظر دانشمندان مادی (متمسکین به علوم تجربی صرف) کهنه کتابی است که اول و
آخرش افتاده است. و این مباحث از مقولات عقلی میباشند که در فلسفه، منطق و
کلام مورد بحث قرار میگیرند.
اما اگر منظورشان این است که جهان هستی [ماده یا غیر ماده] از هیچ به
وجود آمده است! نظریهای موهوم است و شعاری بیش نیست. چرا که عقل مکرر و
مستمر و در هر امری اثبات میکند که معلول بدون علت، حرکت بدون محرک، نظم
بدون ناظم ... و در نهایت هستی بدون هستیبخش به وجود نمیآید و حتی نه
تنها یک نمونهی خارجی برای اثبات آن نمیتوان یافت، بلکه تصور آن نیز محال
است. چرا که هر تصوری، اگر چه فقط خیال و باطل باشد، خود معلول علتی است. ه ـ اگر منظور
از «عوالم موازی» - «جهان موازی» - «زمان موازی» و ...، عالم ماده باشد،
باز در علم تجربی قابل اثبات و یا نفی نیست. چرا که در علم تجربی فقط وجود
بخش کوچکی از یک جهان مادی قابل درک است و هر کشف جدیدی نیز در همین جهان
صورت میپذیرد. و در بحث عقلی و فلسفی نیز وجود هزاران عالم موازی نه تنها
دلیلی بر نفی آفریدگار نمیشود، بلکه بیشتر تثبیت کننده است. مگر این که
مدعی شوند دو «هستی» موازی [دو خدا] وجود دارد، که چنین سخنی معنا و منطقی
ندارد. چرا که اگر «هستی» دوئیت پذیرد، معلوم میگردد که هر کدام از آن دو
محدود بوده و توأم با نیستی هستند و همین محدودیت آنها را از هستی ساقط
میکند. اگر منظورشان این است که به غیر از عالم ماده، عوالم
دیگری نیز به موازات وجود دارند، این نیز حرف جدیدی نیست و دلیلی بر اثبات
استنتاجهای عقلی، فلسفهی اسلامی و کلام وحی است که از عوالم متفاوت هم
چون عالم عقل، عالم عشق، عالم ملائک، عالم روح، عالم ماده، عالم صورت و
برزخ [برقراری موجود با صورت و بدون ماده] و عالم آخرت، سخن به میان آورده و
دلایلی عقلی و نقلی بر وجودشان ارائه داده و پروردگار عالمیان را واحد،
احد و «رب العالمین» خوانده است.
کی از بهترین راه های
دشمن کشی ،عفو و بخشش است شما نمیدانید با گذشت و بخشش دشمنان را چقدر
شرمنده میکنید تا جایی که تمام کینهها و کدورتها را محو می نمایید.
انسان فطرتاً اجتماعی آفریده شده است او ذاتاً نیازمند یک دوست و همراه
است کسی که در خوشی و سختی در کنار انسان قرار میگیرد،در شدائد بهترین
مشاور است آری دوست تو صبورانه به درد دلت گوش میدهد راهنماییت میکند و
تو را رها نمیکند ، اما دشمن تو کسی است که اسرار و معایب تو را همه جا
فاش میکند به غم تو شادمان میشود از پیشرفت و موفقیت تو غمگین میگردد و
دوست دارد تو را در ذلت و خواری ببیند. إِن تَمْسَسْکُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْکُمْ سَیِّئَةٌ یَفْرَحُواْ بِهَا اگر به شما خوشی رسد آنان را بدحال میکند و اگر به شما گزندی رسد بدان شاد میشوند (آل عمران -120 ) صدمههایی که دشمنان به
جسم و روح انسان میزنند گاهی اوقات غیر قابل جبران است حال چه کار کنیم
که به جای این که دشمنان زیاد داشته باشیم ،روز به روز بر دوستان خود
بیفزاییم و دشمنان را نابود کنیم زیرا هزار دوست کم است و یک دشمن بسیار. شاید بهترین راه در نظر عوام مقابله به مثل باشد اما این راه اصلاً جواب نمیدهد و بهترین راه را قرآن کریم ارائه میدهد خداوند
در قرآن میفرماید وظیفه شما این است که دشمنی را به دوستی تبدیل نمایید
البته نه فقط اینکه دشمنی از بین رود بلکه این ارتباط به دوستی گرم تبدیل
شود . وَلَا تَسْتَوِی
الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا
الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ و نیکی با بدی یکسان نیست [بدی را] آنچه خود بهتر است دفع کن آنگاه کسی
که میان تو و میان او دشمنی است گویی دوستی یکدل میگردد(فصلت -34) مسئله مهمی که باعث دشمنی دیگران با ما میشود احساس ناامنی و تهدید خطر از جانب ماست. هر گاه کسی از جانب ما مورد تهدید واقع شد و احساس خطر کرد،این ناامنی
باعث شرایط جنگ و دشمنی میشود.ریشه بسیاری از دشمنیها ،احساس حقارت،حسادت
و ضعف در مقابل شخص مقابل است.گاهی ناخواسته پیشرفت شما دشمنان شما را
زیاد میکند و یا وقتی از جانب شما امنیتشان به خطر افتد احساس ناامنی
میکنند و وجود شما برای انان خطری جدی میشود. شاگردان اول،ثروتمندان،انسانهای موفق اصولاً مورد حسادت واقع می شوند و
این حسادت زمینه دشمنی را پدید میآورد.اولین قدم در ایجاد شرائط آرام
اینست که دیگران از جانب شما امنیتشان به خطر نیفتد.شما میتوانید با کلام
نرم و زیبا با از بین بردن فاصلهها این امنیت خاطر را به آنها بدهید. خداوند در قرآن به
زیبایی بیان میدارد که بسیار انفاق کنید ریشه انفاق از نفق میباشد یعنی
پر کردن فاصلهها،و نفقه همان مالی است که مرد برای پر کردن فاصله های
مالی به همسر خویش پرداخت میکند.پس یکی از بهترین راهها برای از بین بردن
دشمنان خرید هدیه برای آنهاست چه زیباست اگر با کسی قهر هستید در اولین
دیدار برایش هدیه بخرید زیرا معجزه هدیه بسیار زود عمل میکند و دشمن شما
به دوستتان تبدیل میگردد. ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ به ما یَصِفُونَ بدی را به شیوهای نیکو دفع کن ما به آنچه وصف میکنند داناتریم(مؤمنون-96) هر چقدر انسان دشمن داشته باشد استرس و اضطراب او بیشتر میشود و این
امر مانع بزرگی برای پیشرفت او محسوب میشود اگر میخواهید موانع پیشرفتتان
را از بین برید باید دشمنان خود را قلع و قمع نمایید. بهترین شیوه و روش این است که به آنان هدیه دهید و همان جا تأثیر شفا بخش این خوبی را خواهید دید. عبادالرحمان کسانی اند که وقتی با نادانان برخورد میکنند ،رفتارشان بوی
سلامت و امنیت میدهد در جواب ناسزا ، توهین نمیکنند و بالواقع این
جاهلان هستند که همیشه خون را با خون میشویند. وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا و بندگان خدای رحمان کسانیاند که روی زمین به نرمی گام برمیدارند و
چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ میدهند(فرقان
-63) این سلام به معنای این است که رفتار و اعمال آمیخته با سلامتی و روش پسندیده است. یکی از بهترین راه های دشمن کشی ،عفو و بخشش است شما نمیدانید با گذشت و
بخشش دشمنان را چقدر شرمنده میکنید تا جایی که تمام کینهها و کدورتها
را محو می نمایید. رفتار بزرگوارانه فقط درشان کریمان است آنان که سنگ را با گل سرخ پاسخ
میگویند آیا شما دوست دارید کریم باشید و بزرگوارانه عمل نمایید؟ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ (37-شوری ) چون به خشم درمیآیند درمیگذرند . نه تنها در موقع غضب زمام اختیار از کفشان ربوده نمیشود و دست به اعمال
زشت و جنایات نمیزنند بلکه با آب غفران و عفو قلب خود و دیگران را از
کینهها شستشو میدهند .زیبا اینکه نمیگوید آنها غضب نمیکنند چرا که این
جزء طبیعت انسان است و در بعضی جاها برای احقاق حق ضرورت دارد بلکه
میگوید آنان به غضب آلوده نمیشوند .جایگاه عفو در جایی است که انسان قدرت
بر انتقام دارد اما میبخشد . وَجَزَاء سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مثلها فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ و جزای بدی مانند آن بدی است پس هر که درگذرد و نیکوکاری کند پاداش او
بر [عهده] خداست به راستی او ستمگران را دوست نمیدارد(شوری- 40 ). اثر هر عمل و رفتار انسان در این دنیا به خود انسان برمی گردد.اثر نفرین
به خود آدم میرسد و اثر دعای خیر در زندگی آدم دیده میشود. تصور نکنید
که اگر نفرین کنید آنان را دچار عذاب میکنید نه آتش دامن خودتان را
میگیرد . إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا اگر نیکی کنید به خود نیکی کردهاید و اگر بدی کنید به خود [بد نمودهاید] (اسراء-7) حضرت یعقوب (علیه السلام)برای فرزندان خود که سالها به او دروغ گفته
بودند و نور چشمش یوسف را از او جدا کرده بودند از خدا آمرزش طلبید : قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّیَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ گفت به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش میخواهم که او همانا آمرزنده مهربان است(یوسف -98) شما وقتی برای دشمنانتان دعای خیر میکنید در واقع آنها را دارید خلع
سلاح میکنید وقتی برای هدایتشان دستتان را بالا میبرید بهترین قدم برای
این است که کینه و کدورت را از دل خود رفع کنید و با این عمل سازنده ،مسیر
هدایت برای خود شما هم هموار میشود. فاطمه
زهرا(سلام الله)نیمه شب دست مبارکش را بالا میبرد و برای تک تک همسایهها
دعا میکند برای هدایتشان،گرفتاریشان خدا را صدا میزند. وقتی امام حسن(علیه السلام)میفرماید مادر آیا برای خودمان دعا نمیکنید ؟میفرمایند :الجار ثم الدار شما پاسخ بگویید همسایهها چه کسانی بودند؟آیا جز این
که دشمنان واقعی حضرت زهرا و حضرت علی(علیه السلام)بودند و در خانه زهرا را
آتش زدند و آنان که سیلی به صورت مبارکش زده شد و نگاه کردند و آنان که
وقتی درب خانه آتش گرفت جای حمایت از او تازیانه بر بازوی مبارکش زدند. اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
خداوند بر اثر توبه بنده
اش خوشحال تر است از کسی که عقیم بوده، بچه دار شده و از کسی که گمشده خویش
را یافته و از تشنه ای که به آب رسیده است
برای هر کدام از ما ممکن است در این شرایط قرار گرفته باشیم که دیگران
ما را با دیده تحقیر بنگرند و یا به هر دلیلی عزّتمان را از دست داده باشیم
خدا وکیلی در این روزهای تلخ چگونه دوام آوردیم؟ چه کسی ما را یاری و
دلداری داد ؟آیا جز آغوش گشوده خداوند پناه دیگری هم داشتیم؟ چه کسی غم ما
را زدود و قلبمان را محکم گرداند؟ خداوند متعال این همه به من و شما فرصت می دهد که برگردیم ، که ناامید
نباشیم و آگاه باشیم که محبت خدایی محبتی از جنس دیگر است و نباید هرگز
ناامید شد خداوند آغوش می گشاید بر ما منت می گذراد و می پذیردمان و به
خاطر این لطف بی نهایت پاداش بی بدیلی را هم برای ما در نظر می گیرد و می
گوید نه تنها دوستتان دارم، رستگاریتان را هم تضمین می کنم . قرآن کریم در آیات متعددی مردم را به توبه و رجوع از گناه و بازگشت به درگاه الهی تشویق و ترغیب کرده است: 1. «اَلَم یعلَمُوا أَنَّ اللهَ
هُوَ یقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ وَ یأخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللهَ
هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ آیا نمی دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد و خداوند توبه پذیر مهربان است؟» (1)
2. خداوند در قرآن می فرماید: « قُل
یا عِبادِی الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِم لاتَقنَطُوا مِن رَحمَةِ
اللهِ إِنَّ اللهَ یغفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ
الرَّحِیمُ وَ أَنِیبُوا إِلی رَبِّکُم وَ أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبلِ أن
یأتِیکُم العَذابُ ثُمَّ لاتُنصَرُونَ؛بگو ای بندگان من که
بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه
گناهان را می آمرزد، به درستی که خداوند بخشنده مهربان است. و به درگاه
پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ
شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید.» (3) در واقع این ندای الهی همیشه در گوش بندگان است که: هر چه که هستی بیا گر چه که پستی بیا توبه شکستی بیا دوست نظر می کند نیمه شب خلوت است مظهر هر رأفت است عاشق شوریده را دوست نظر می کند ای شده غرق گناه خواب گران تا به کی چاره ی درد تو را دیده تر می کند 3. در آیه دیگر می فرماید: « وَ هُوَ الَّذی یقبَلُ التَّوبةَعَن عِبادِهِ وَ یعفُوا عَنِ السَّیئاتِ وَ یعلَمُ ما تَفعَلُونَ ؛او (خدا) کسی است که توبه را از بندگانش می پذیرد و گناهان را می بخشد و آنچه را انجام می دهید، می داند.» (4) نکته قابل دقت این است که در واقع، خداوند می فرماید: با اینکه از تمام
اسرار زندگی و رفتارهای پشت پرده شما اطلاع دارم و لحظه به لحظه اعمال شما
را زیر نظر داشته ام، با این حال توبه شما را می پذیرم. قرآن کریم تنها به ترغیب و تشویق اکتفا نکرده، بلکه در مواردی دستور
اکید وجوبی بر لزوم توبه داده است که حتی وجوب آن فوری و بدون تأخیر است؛
منتها بحثی مطرح است که آیا وجوب فوری توبه شرعی و مولوی است و یا عقلی و
ارشادی؟ تفصیل این بحث از حوصله یک مقاله خارج است، فقط اشاره کنیم که از آنجا
که توبه لطف و رحمتی است از سر امتنان، اگر وجوب آن شرعی باشد، با این
امتنان نمی سازد؛ چرا که در صورت عدم توبه، دو مجازات متوجه عاصی می شود:
یکی به خاطر اصل گناه و دیگری به خاطر تأخیر و نافرمانی توبه. بنابراین آنچه مناسب به نظر می رسد این است که وجوب آن را عقلی بدانیم و
دستورات قرآن را نیز از باب ارشاد و تأکید بر فرمان عقل به حساب آوریم. به
نمونه هایی از دستورات اکید قرآن در این زمینه توجه فرمایید. 1.همه به سوی خدا برگردید:« وَ تُوبُواإَلی اللهِ جَمِیعاً أَیهَا المُؤمِنونَ لَعَلَّکُمْ تُفلِحُونَ ؛ و همگی به سوی خدا باز گردید ای مؤمنان تا رستگار شوید.» (5) در این آیه در کنار خطاب شفقت آیه أیهَا المُؤمِنُونَ و بیان ثمره مهم
توبه که رستگاری ابدی است؛ فرمان صریح وجوبی بر انجام توبه داده است. 2. ای مؤمنان خالصانه توبه کنید: «
یا أیهَا الذِّینَ آمَنُوا تُوبُوا إلی اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً عَسی
رَبُّکُمْ أن یکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ وَ یدْخِلَکُمْ جَنّاتٍ تَجری
مِنْ تِحْتِهَا الْأَنْهارُ؛ ای کسانی
که ایمان آورده اید! به سوی خدا توبه کنید! توبه ای خالص. امید است
پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از
زیر درختانش جاری است، وارد کند.» (6) این آیه صریحاً به صورت امر وجوبی
بر همه مؤمنان توبه خالصانه را واجب و لازم شمرده است. کار
شیطان، باز شدن درِ توبه به روی بندگان، در واقع باز شدن باب رحمت است که
زمینه پاکسازی روح و نادیده گرفتن گذشته سیاه بندگان را فراهم میکند و به
این وسیله، گناهان قبلی که با وسوسه شیطانی انجام گرفته، نابود خواهد شد. اینجاست که شیطان وقتی نقشه های قبلی خویش را نقش بر آب
می بیند، دست به حیله جدیدی میزند که عبارت از تأخیر توبه و تسویف و امروز
و فردا کردن آن است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است: وقتی که آیه «
وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أو ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا
اللهَ فَاستَغفَرُوا لِذُنُوبِهِم وَ مَن یغفِرُ الذُّنُوبَ إلاَّ اللهُ؛ و
آنها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند یا به خود ستم کنند، به یاد خدا افتاده،
پس برای گناهان خود طلب آمرزش می کنند. و کیست جز خدا که گناهان را
ببخشد.» (7) نازل شد، ابلیس بالای کوهی در مکه رفت و با صدای بلند فریاد
کشید و سران لشکرش را جمع کرد. گفتند: ای آقای ما! چه شده است که ما را فرا خواندی؟ گفت: این آیه نازل
شده (آیه ای که پشت مرا می لرزاند و مایه نجات بشر است.) چه کسی میتواند با
آن مقابله کند؟ یکی از شیاطین بزرگ گفت: من می توانم، نفشه ام چنین است و چنان. ابلیس
طرح او را نپسندید. دیگری برخاست طرح دیگری داد که آن هم مقبول نیفتاد. در اینجا «وسواس خنّاس» برخاست و گفت: من از عهده آن برمی آیم . ابلیس گفت: از چه راه؟ گفت: آنها را با وعده ها و آرزوها سرگرم میکنم تا آلوده گناه شوند و هنگامی که گناه کردند، توبه را از یادشان می برم. ابلیس گفت: تو می توانی از عهده کار برآیی و این مأموریت را تا دامنه قیامت به او سپرد.» (8) در مقابل، رهبران دینی دستور داده اند که توبه را تأخیر نیاندازید و
فوراً به آن اقدام کنید؛ چنان که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «یا بنَ مَسْعُودٍ لاتَقَدَّمِ الذَّنبَ وَ لاتُؤَخِّرِ التَّوبَةَ؛ ای پسر مسعود! گناه را مقدّم ندار [و گناه نکن و اگر گناهی سرزد] توبه را به تأخیر نینداز!» (9) پی نوشت ها : 1) توبه/آیه104 2) میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج 1، ص 338، ح 2124 3) زمر/ 53 و 54 4) شوری/ 25 5) نور/ 31 6) تحریم/ 8 7) آل عمران/ 135 8) المیزان، علامه طباطبائی، ج 20، ص 557؛ تفسیر نمونه، ج 27، ص 475ـ 476
در نظام هستی هر کنش در
حوزه های مختلف تأثیرگذار بوده و آثار و پیامدهای چندی را به دنبال دارد و
در بیشتر موارد نیز بازتاب آن به خود کنشگر و عامل بر میگردد، ولی تبعات
آن گاه فراتر از آن میباشد. هر چه عمل، بازتابهای مثبت و منفی بیشتری
داشته باشد؛ به همان اندازه کیفر و پاداش شدت و ضعف مییابد. در نظام الهی
کیفر و پاداش در دنیا و آخرت بر خلاف کیفر و پاداش در نظام تشریعی وضعی با
توجه به خصوصیت عمل و کنش و مناسب آن است.
روی گردانی از یاد خدا و
ترک طاعت او ضمن آنکه عواقب سوء اخروی دارد، دارای پیامدهای سوء مادی در
این دنیا نیز هست که احساس ضیق و تنگنا در زندگی از آن جمله میباشد: « وَ
مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکًا»؛ « و هر کس از
یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت». (طه: 124) کسی که خدا را در زندگی خود کنار بگذارد و قلبش متعلق به دنیا بشود،
تنها برای آن تلاش میکند و به هر چه دست پیدا کند، کم یا زیاد، قانع
نمیشود و حرص و طمع او را آرام نمیگذارد. هر چند چنین کسی در ظاهر دارای
زندگی مرفه و با آسایشی باشد، ولی دغدغه ای درونی و خوف و حزنهای ملازم با
آن، زندگی را برایش ناگوار میسازد. گاهی کوتاهی عمر به خاطر گناه و معصیت است، چنان که در حدیثی از امام
صادق علیهالسلام آمده است: « کسانی که به کیفر گناهان میمیرند، بیشتر از
کسانی هستند که به عمر طبیعی از دنیا میروند».(بحارالانوار، ج 73، ص 363) بسیاری از گرفتاریها و
مصیبتهای انسان به خاطر عملکرد سوء اوست که ناشی از جهل، غفلت، خطا و
معصیت میباشد؛ هر چند که بسیاری از گناهان نیز مورد عفو خداوند قرار گرفته
و آثار سوء آن برطرف میشود: «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما
کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیرٍ»؛ « هر مصیبتی به شما رسد، به
خاطر اعمالی است که انجام دادهاید و بسیاری را نیز عفو میکند». (شوری: 30) امام علی علیهالسلام نیز در حدیثی فرموده است: « خود را از گناهان حفظ
کنید؛ زیرا هیچ بلایی و کم شدن رزق و روزی نیست، مگر بر اساس معصیت؛ حتی
خراشی که بر بدن وارد میآید و نیز افتادن بر زمین و مصیبتی که بر انسان
عارض میشود، به خاطر گناهی است که مرتکب میشود و این بیان خداوند است که
میفرماید: هر بلا و مصیبتی که به شما میرسد، به سبب اعمالی است که مرتکب
شدهاید و از بسیاری از اعمال شما میگذرد و عفو میکند».(بحارلانوار، ج
73، ص 350.)
طبق بیان قرآن، بلاها و گرفتاریهای عمومی که جامعه به آن مبتلا میشود،
نتیجه اعمال سوء خود افراد بوده و عقوبتی است که شاید به موجب آن به راه
حق و حقیقت و طاعت و بندگی برگردند: «
ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ به ما کَسَبَتْ أَیْدِی
النّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»؛
« فساد، در خشکی و دریا به خاطر کارهایی که مردم انجام دادهاند، آشکار
شده است؛ خدا میخواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (به
سوی حق) بازگردند».(روم: 41) گاهی ابتلائات و گرفتاریها محصول گناهان جمعی و اجتماعی است که دامن
تمامی اجتماع را هم در بر میگیرد و فساد، در گستره زمین و دریا آشکار
میشود. تسلط اشرار بر زمام امور اجتماع، تاوان عدم انجام وظیفه و ترک فریضه امر
به معروف و نهی از منکر است که ریشه بسیاری از گرفتاریها و مشکلات
میباشد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: « مادامی که مردم امر
به معروف و نهی از منکر داشته و در نیکیها با همدیگر همکاری کنند، همواره
در خیر و برکت خواهند بود وگرنه برکات از آنها سلب و بعضی [از اشرار] بر
آنها مسلط خواهند شد و یار و یاوری هم نخواهند داشت».(بحارالانوار، ج 100،
ص 94) اختلاف کلمه و درگیریهای داخلی در جامعه، از جمله عقوبتهایی است که در ردیف عذابهای آسمانی قرار گرفته است: «
قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلی أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذابًا مِنْ
فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا وَ
یُذیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ اْلآیاتِ
لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ»؛ « بگو: او قادر است که از بالا
یا از زیر پای شما عذابی بر شما بفرستد؛ یا به صورت دسته های پراکنده شما
را با هم بیامیزد و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یک از شما به وسیله دیگری
بچشاند. ببین چگونه آیات گوناگون را (برای آنها) بازگو میکنیم، شاید
بفهمند (و بازگردند)».(انعام: 65) از دیگر عذابهای الهی
این است که جوامع فاسد و ظالمی که آخرین مرحله از مهلت خویش را
گذراندهاند، به هلاکت میرسند و منقرض میشوند و در نتیجه زمین از لوث
وجودشان پاک خواهد شد: « وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ
ربها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابًا شَدیدًا وَ عَذَّبْناها عَذابًا
نُکْرًا»؛ « چه بسیار شهرها و آبادیها که اهل آن از فرمان خدا و رسولانش
سرپیچی کردند و ما به شدت به حسابشان رسیدیم و به مجازات کم نظیری گرفتار
ساختیم». (طلاق: 8) « وَ أَنْذِرِ النّاسَ یَوْمَ
یَأْتیهِمُ الْعَذابُ فَیَقُولُ الَّذینَ ظَلَمُوا رَبَّنا أَخِّرْنا إِلی
أَجَلٍ قَریبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَ نَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ
تَکُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ ما لَکُمْ مِنْ زَوالٍ»؛
« و مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان میآید، بترسان. آن روز که
ظالمان میگویند: پروردگارا! مدت کوتاهی ما را مهلت ده تا دعوت تو را
بپذیریم و از پیامبران پیروی کنیم. (اما پاسخ میشنوند که:) مگر قبلاً
سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایی برای شما نیست؟».(ابراهیم: 44) قساوت قلب و سخت دلی، از دیگر کیفرهای الهی است که در آیات و روایات
فراوانی ضمن مذمت و هشدار نسبت به آن، معلول گناهان دانسته شده است. وقتی
نفس آدمی حالتی پیدا میکند که از مواعظ لفظی و عملی و مشاهده صحنه های
عبرت آور عکسالعمل مناسبی از خود نشان نمیدهد، قساوت پیدا کرده است و به
دارنده این نفس، سخت دل و قسیالقلب میگویند که قرآن چنین افرادی را به
شدت نکوهش کرده است: « أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّهُ صَدْرَهُ لِْلإِسْلامِ
فَهُوَ عَلی نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ
ذِکْرِ اللّهِ أُولئِکَ فی ضَلالٍ مُبینٍ»؛ « آیا کسی که خدا سینهاش را
برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون
کوردلان گمراه است؟) وای بر آنان که قلبهایی سخت در برابر ذکر خدا دارند.
آنها در گمراهی آشکاری هستند». (زمر: 22) گناه، آثار سویی روی حس تشخیص و درک و دید انسان گذاشته، سلامت فکر را
به تدریج از وی میگیرد و هر قدر در این راه پیش میرود، پرده های غفلت و
بی خبری بر دل و چشم و گوش مستحکمتر شده، سرانجام کار آدمی به جاهایی
میرسد که چشم دارد، ولی گویا نمیبیند؛ گوش دارد، ولی نمیشنود و دریچه
روح او به همه حقایق و درک آن بسته میشود؛ به طوری که هیچ گونه انعطافی در
قبال حق و حقیقت نخواهد داشت.« وَ ما
یُکَذِّبُ بِهِ إِلاّ کُلُّ مُعْتَدٍ أَثیمٍ * إِذا تُتْلی عَلَیْهِ
آیاتُنا قالَ أَساطیرُ اْلأَوَّلینَ * کَلاّ بَلْ رانَ عَلی قُلُوبِهِمْ ما
کانُوا یَکْسِبُونَ * کَلاّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ
لَمَحْجُوبُونَ»؛ « تنها کسی آن را انکار میکند که متجاوز
و گنهکار است، (همان کسی که) وقتی آیات ما بر او خوانده میشود، میگوید:
این افسانه های پیشینیان است. چنین نیست که آنها میپندارند؛ بلکه
اعمالشان چون زنگاری بر دلهایشان نشسته است. چنین نیست که میپندارند؛
بلکه آنها در آن روز از پروردگارشان محجوبند».(مطففین: 15 ـ 12) خداوند شیطان را که دشمن قسم خورده انسان است، هم نشین و قرین گنهکار
قرار میدهد تا پیوسته او را بر گناه تحریک کند و با وسوسههایش، آمال و
آرزوهای او را طولانی ساخته و دنیا و آخرتش را تباه سازد: « هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلی مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیاطین * تَنَزَّلُ عَلی کُلِّ أَفّاکٍ أَثیمٍ»؛ « آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل میشوند؟ آنها بر هر دروغگوی گنهکار نازل میگردند».(شعراء: 222- 221) وقتی آدمی از یاد حق و خودشناسی غفلت ورزد و از صلاح مهجور شود، دچار
کیفری به نام خود فراموشی خواهد شد. خود فراموشی، یعنی غفلت و سرگرم شدن به
دنیا و تمتعات آن، نتیجه و پیامد فسق است. خود فراموشی، یعنی غفلت از
جایگاه خود در نظام هستی که علت اصلی آن هم فراموشی از خدا و یاد اوست. « وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛ « و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به خود فراموشی گرفتار کرد، آنها فاسقانند». (حشر: 19)
رایج
شدن صلوات با «عجل فرجهم» در مجامع عمومی برآوردن خواسته امام عصر(عج) از
شیعیان و لبیك به دعوت آن حضرت است كه در توقیع شریف فرمود: « برای تعجیل فرج بسیار دعا كنید كه این فرج خود شماست»(بحارالانوار, جلد 53, ص183)
یكی از عوامل صالحی كه
شایسته یك شخص منتظر می باشد گفتن «عجل فرجهم» پس از صلوات است و در عین
سادگی و سرعت از بلندترین گام ها در جهت سرعت بخشیدن به ظهور آن حضرت است و
از كاری ترین ضربات بر پشت شیطان لعین بوده و او را خرد خواهد نمود و خود موجب: ایجاد یكپارچگی در جهت وفای به عهد با امام عصر(عج) موجب دوری شیطان از شیعیان موجب صف آرایی شیعیان به عنوان لشگر حق در برابر شیاطین پرداخت اجر رسول مكرم اسلام حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله) اظهار محبت به مغز و نور آل محمد(صلی الله علیه وآله) یعنی حضرت ولیعصر
(عج) مداومت به گفتن «عجل فرجهم» چه فردی و چه اجتماعی باعث توجه امام
عصر(عج) به انسان خواهد بود زیرا اظهار محبت موجب اظهار محبت متقابل آن
حضرت خواهد شد، البته فرستادن صلوات با «عجل فرجهم» باید همانند نماز با
توجه كامل باشد تا مورد رضایت و قبول حضرت حق قرار گیرد. صلوات با «عجل فرجهم» باید با صدای بلند و رسا گفته شود تا پشت شیطان و
شیطان صفتان بلرزد و در روایت است كه موجب خروج نفاق از دل انسان می شود. مطمئناً
رایج شدن صلوات با «عجل فرجهم» در مجامع عمومی برآوردن خواسته امام
عصر(عج) از شیعیان و لبیك به دعوت آن حضرت است كه در توقیع شریف فرمود: « برای تعجیل فرج بسیار دعا كنید كه این فرج خود شماست» (بحارالانوار, جلد 53, ص183)
صلوات چنانكه در روایات ذكر شده به معنی نزول رحمت پروردگار بر محمد و
آل محمد(صلی الله علیه وآله) است و رحمت پروردگار بر محمد و آل محمد(صلی
الله علیه وآله) در عالم دنیا با ظهور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه آشكار
شده و روشنایی می دهد و با ظهور آن حضرت است كه بر جهانیان فضیلت محمد و آل
محمد(صلی الله علیه وآله) یعنی خدایا آن رحمت مخصوص خود بر محمد و آل محمد
(یعنی حكومت جهانی آن را ) برسان ما وقتی صلوات می فرستیم از خدای تعالی
می خواهیم بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله) رحمتی را نازل فرماید كه
ظهور آن را به همراه داشته باشد و به واسطه این رحمت كره خاكی ما را از
تاریكی, جهل و دوری از معنویت و انسانیت بدر آمده و به عظمت و فضیلت محمد و
آل محمد(صلی الله علیه وآله) پی برده و به وسیله آنان به زندگی دست یابد
چرا كه اكنون در مردگی بسر می برد. بهترین اوقات دعا كردن برای امام زمان(عج): امام صادق(علیه السلام) فرمود در چهار زمان و ساعت بكوشید برای دعا كردن: هنگام وزیدن بادها ، هنگام از بین رفتن سایه ها ، هنگام باریدن
باران ، هنگامی كه اولین قطره از خون شهید بر زمین می افتد. بدانید كه در
این وقت درهای آسمان گشوده می شود .«مكارم اخلاق»
امام صادق (علیه السلام): دعا در چهار وقت مستجاب می شود:
در نماز وتر(قنوت نماز وتر) ، بعد از دمیدن سپیده دم ، بعد از اذان ظهر ، بعد از مغرب .«مكارم اخلاق» امام صادق(علیه السلام) فرمود: آنگاه بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه
وآله) صلوات بفرست و بعد از دعا برای فرج حوائج شخصی خود را بخواه كه چنین
دعایی مورد اجابت قرار خواهد گرفت. دیدار با امام زمان(عج) مربوط به مرحوم حاج محمد علی فشندی تهرانی كه یكی از اخیار و صالحین بوده و در زمان ما اتفاق افتاده است: در مسجد جمكران قم اعمال را بجا آورده و با همسرم می آمدم دیدم آقایی
نورانی داخل صحن شد و قصد دارند طرف مسجد بروند گفتم این سید در این هوای
گرم تابستان از راه رسیده تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد پس از
آنكه ظرف آب را پس داد گفتم آقا شما دعا كنیدو فرج امام زمان(عج) را از خدا
بخواهید. فرمود: شیعیان ما به اندازه آب خوردنی مارا نمی خواهند اگر بخواهند دعا می كنند و فرج می رسد.(شیفتگان حضرت مهدی(عج) جلد اول) دعا برای فرج موحب فرج خواهد شد موجب زیاد شدن نعمتهای پروردگار می گردد. سبب ناراحتی و اضطراب شدید شیطان می شود. موجب نجات از فتنه های آخرالزمان می گردد. دعا برای آن حضرت موجب دعا كردن متقابل امام عصر(عج) برای دعا كننده است. دعا برای فرج موجب استجابت دعاهای شخص دعا كننده برای خودش است. دعا برای فرج اداء اجر رسالت پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) است. موجب آمرزیده شدن گناهان می شود. دعا برای فرج انشا الله تعالی موجب تشرف به محضر مقدس حضرت بقیه الله (عج) در خواب یا بیداری می شود. دعا كننده اگر قبل از ظهور آن حضرت از دنیا برود می تواند برای یاری آن حضرت در وقت ظهور به دنیا باز گردد. دعا برای فرج وفا نمودن به عهد و پیمان با پروردگار و ائمه هدی(علیه السلام) است. دعا كننده برای فرج به ثوابهای احسان به والدین حقیقی می رسد. دعا كننده برای فرج به ارزشهایی كه برای رعایت كننده امانت مقرر شده است خواهد رسید. موجب كامل شدن ایمان می شود.
دعا برای فرج موجب طول عمر انسان می گردد. دعا كننده برای فرج را ائمه هدی(علیه السلام) به خوبی و رستگاری خواهند شناخت. خداوند متعال او را در عبادت یاری می نماید. شفاعت او را در حق هفتاد هزار گنهكار خواهند پذیرفت. دعا برای فرج موجب درخشش بیشتر نور معرفت امام زمان(عج) در قلب انسان می شود. نسل حاضر خصوصا شیعیان به واسطه فراموش نمودن امام زمان(عج) به بلای
عظیم محرومیت از آن حضرت مبتلا شده اند، مانند سرزمینی كه در گذشته از بی
آبی خشك شده و تبدیل به شوره زار گردیده است اگر نسل های قبل از این زمین
را بی آب رها كردند، نسل حاضر نیز همان برنامه را ادامه داده و اقدامی برای
آبیاری دلهای خشكیده و تشنه كه از دوری آب حیات یعنی امام زمان(عج) شكاف
برداشته ننموده است پس اگر نسل حاضر از پیر و جوان, زن و مرد خصوصاً
جوانهای تشنه لب ما كه شیفته معنویات هستند ولی كسی نیست به آنها آب زلال
محبت امام زمان ارواحنا فداه را بچشاند بپا نخیزند و یاد امام زمان(عج) را
در این دوران زنده و با آن حضرت خود را آشنا نكنند در این بلای عظیم
همچنان باقی خواهند ماند. پس بیاد امام زمان(عج) محبوب دل شیعیان و امید دل مستضعفان و حامی
ستمدیدگان در هر زمان با صلوات بر محمد و آل محمد و گفتن جمله عجل فرجهم
تعجیل فرج ذخیره الهی را از درگاه ایزد منان خواهیم خواست. «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»
حاج سلیم موذن زاده اردبیلی دن بیر نئچه گوزل مداحی ائندیرین (دانلود ائدین) پس از کلیک بر روی نوحه مورد نظر در صفحه ای که باز می شود روی کلیک کرده و در صفحه بعد روی لینکی که ارائه می شود جهت دانلود کلیک کنید. علی اکبر باجی سی صغری ١ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ۴.١ مگ علی اکبر باجی سی صغری ٢ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ٣.٩ مگ حضرت ابوالفضل (ع) ١ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ۴ مگ حضرت ابوالفضل (ع) ٢ - نوحه - حاج سلیم - حاج تمدن - ۴.١ مگ (ای منی آواره قویان ابالفضل - گلمیشه م ایمداده اویان ابالفضل) امام حسین (ع) سون ویداعی ١ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ۴.١ مگ امام حسین (ع) سون ویداعی ٢ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ۴.٢ مگ حضرت رقیه(س) نوحه -روضه سی ١ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ۴ مگ حضرت رقیه(س) نوحه- روضه سی ٢ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ۴.١ مگ امام حسین (ع) روضه سی ١ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ۴.١ مگ امام حسین (ع) روضه سی ٢ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ۴.٢ مگ اولماسا اولماز (امام حسین (ع)) ١ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ۴ مگ اولماسا اولماز (امام حسین (ع)) ٢ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ۴ مگ حضرت علی (ع) روضه سی - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی- ٧.٣ مگ حضرت علی (ع) روضه سی - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ٧.٩ مگ طفلان مسلم (ع) ١ - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ٨.٩ مگ طفلان مسلم (ع) ٢- حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ٩.۴۵ مگ
حضرت قاسم روضه سی و عم اوغلو نوحه سی - حاج سلیم موذن 1 - ۴.١ مگ حضرت قاسم روضه سی و عم اوغلو نوحه سی - حاج سلیم موذن 2- ۴.٣ مگ امام حسین (ع)مین رجزی - علی اصغر و آهو - حاج سلیم موذن 1 - ۴ مگ (ایکینجی پایین قاباغجا "اوخشاما و نوحه دانلودی " پوستوندا گتیرمیشه م) شامدا حضرت رقیه احوالاتی - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی - ٧.٩ مگ مقتل - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی ١ - ۴ مگ مقتل - حاج سلیم موذن زاده اردبیلی ٢ - ۴.١ مگ شامدا حضرت زینب (س)ین احوالاتی - حاج سلیم موذن ١ - ۴.٢ مگ شامدا حضرت زینب (س)ین احوالاتی- حاج سلیم موذن ٢ - ۴.١ مگ حضرت علی اکبر (ع) روضه سی 1- (اکبره باخ - اکبره باخ)- حاج سلیم موذن - ۵.٧ مگ حضرت علی اکبر (ع) روضه سی 2 - (اکبره باخ - اکبره باخ)- حاج سلیم موذن - ۵.٧ مگ
امام سجاد خطبه سی اموی مسجدینده ١ - حاج سلیم موذن زاده ۴.۴ مگ امام سجاد خطبه سی اموی مسجدینده ٢ - حاج سلیم موذن زاده ۴ مگ آخشاملار ١ (حضرت رقیه احوالاتی ) - ۴ مگ آخشاملار ٢ (حضرت رقیه احوالاتی ) - ٣.٩ مگ
حضرت رقیه (س) احوالاتی ١ - ۴.١ مگ حضرت رقیه (س) احوالاتی ٢ - ۴ مگ نصیحت و علی اصغر روضهسی ٢ - ٣.٩ مگ اربعین روضه سی ١ - ۴ مگ اربعین روضه سی ٢ - ۴ مگ دارغین دا جان وئرهن امامیمیز (امام موسی کاظم ع) روضهسی ١- ۴ مگ دارغین دا جان وئرهن امامیمیز (امام موسی کاظم ع) روضهسی ٢ - ۴ مگ
********************************** بیر گؤزهل نوحه حاج سلیم دن ائندیرین: ******************************* ************************************ *********************************** تشت گذاری - علی اصغر (ع) - ۴ مگ *********************************** تشت گذاری - ١- حاج سلیم -٣.٨ مگ ************************************** ************************************** طشت گذاری ٨٧ - حاج سلیم موذن - ٨.۵ مگ
حضرت زهرا (س) مصیبتی - حاج سلیم مؤذن - ٧.۶ مگ "مجلئس-ی-یزید ده حضرت زینب(س) خطبهسی"-حاج سلیم-۴.١ مگ دیر راهب و ایمام حسین(ع)ین باشی - حاج سلیم - ۵.٢ مگ یارالار سینوندا قارداش - حاج سلیم - ٧.٨ مگ ائی قانی یاشیل (علی اصغر (ع)) - حاج سلیم - ٧.۴ مگ
|
About![]()
Home
|